مادارا اوچیا | ناروتوپدیا | تصادفی ، مادارا اوچیا | شرور ویکی | متعجب
ویکی شرور
با گذشت سالها ، مادارا برنامه های خود را برای صلح در آنچه که او از برنامه ماه ماه نامیده بود ، کامل کرده بود. اما با کم شدن سالهای خود ، مادارا می دانست که نمی تواند برنامه های خود را در زمانی که ترک کرده بود تکمیل کند. بنابراین او Rinnegan خود را در یک ناگاتو جوان پیوند زد بدون اینکه پسر را بشناسد ، [23] قصد داشت یک روز از چشم ها برای بازگرداندن مادارا به زندگی استفاده کند. اگر ناگاتو این کار را می کرد ، با این حال ، مادارا به یک عامل نیاز دارد تا از طرف خود عمل کند و ناگاتو را به سمت این هدف نهایی راهنمایی کند. مادارا منتظر ماند و خود را به مجسمه شیطانی متصل کرد تا او را زنده نگه دارد تا اینکه کسی پیدا شود. .
مادارا اوچیا
, اوچیا مادارا. او Konohagakure را در کنار دوست و رقیب کودکی خود ، Hashirama Senju ، با هدف ایجاد دوره ای از صلح تأسیس کرد. . . او نتوانست آن را در زندگی طبیعی خود تکمیل کند ، او دانش خود را واگذار کرد و قصد داشت اندکی قبل از مرگ واقعی خود از اوبیتو استفاده کند. سالها بعد ، مادارا احیا می شود ، فقط برای دیدن برنامه های خود را خنثی و در نهایت ، و در نهایت ، با تحقق خطای راه های خود و انجام اصلاحات با Hashirama قبل از مرگ نهایی خود.
فهرست
- 1. پس زمینه
- 2 شخصیت
- 3 ظاهر
- 4 توانایی
- 4.1 چاکرا و قدرت جسمی
- 4..1 اصلاح بدن
- 4.2.1 Bukijutsu
- 4.2.
- 4.3.
- ..2 Mangekyō Sharingan
- 4.3.3 رینگان
- 4.3.4 Rinne Sharingan
- 5.1 جنگ جهانی شینوبی چهارم: شمارش معکوس
- 5.2 جنگ جهانی شینوبی چهارم: اوج
- 5.3 تولد جینچریکی ده دم
- 5.4 اعتصاب Kaguya ōtsutsuki
- 7.1 بازی ویدیویی
زمینه [ ]
مادارا در دوره ایالت های متخاصم متولد شد و بزرگترین فرزند پنج فرزند تاجیما اوچیا بود. . سه خواهر و برادرش جوان درگذشت و مادارا را تنها با برادر کوچکتر خود ، ایزونا ترک کرد. مادارا و ایزونا با از دست دادن مشترک خود بسیار نزدیک شدند و دائماً با یکدیگر رقابت می کردند تا قوی تر شوند. [7] این ، همراه با چاکرای طبیعی او ، مادارا جوان را قادر ساخت تا بزرگ بزرگسالان را در نبرد شکست دهد و به عنوان یک نبوغ شهرت ایجاد کند.
. این دو به سرعت یک رقابت دوستانه ایجاد کردند ، خواه از سنگ پرش یا ادرار در رودخانه ها. مانند مادارا ، هاشراما نیز شینوبی بود که برادران خود را در میدان نبرد از دست داده بود. . [9] به عنوان احتیاط ، مادارا و هسیراما نام خانوادگی خود را فاش نکردند ، اما با این وجود هویت یکدیگر را کشف کردند: مادارا یک اوچیا بود ، هاشیاراما یک سننو بود. این وظیفه آنها بود که یکدیگر را بکشند ، حتی اگر آنها دوست بودند. مادارا که نیاز به انتخاب بین خانواده و رویاهای خود برای صلح داشت ، تصمیم به پایان دادن به دوستی خود با هاشیراما گرفت تا در آینده هیچ گونه رزرو در مورد کشتن او در آینده نخواهد داشت ، یک عزم به اندازه کافی قوی برای بیدار کردن شرینگان خود. [10]

. مادارا هرگز نتوانست هاشیاراما را شکست دهد – حتی پس از دستیابی به یک Sharingan Mangekyō – و Hashirama هرگز نتوانست خود را به قتل برساند تا کسی را که هنوز هم دوست در نظر گرفته بود ، بکشد ، در نتیجه بن بست ثابت بین این دو که دهه ها به طول انجامید. با گذشت زمان ، مادارا و هاشیراما رهبر قبیله های مربوطه خود شدند ، موقعیتی که هاشراما سعی در استفاده از صلح واسطه ای بین آنها داشت. . . مادارا سپس از چشمان ایزونا برای به دست آوردن “ابدی” Mangekyō Sharingan و بازگرداندن دید وخیم او استفاده کرد. با این قدرت جدید ، او یک حمله نهایی به Senju انجام داد و به طور خلاصه شکست خورد. به جای کشتن مادارا برای رسیدن به دوران جنگ ، هاشیراما در صورت متوقف کردن جنگ ، پیشنهاد کرد که خود را بکشد. . [12]

. مادارا و هسیراما دوستی کودکی خود را دوباره به دست آوردند ، و مادارا آن روستا Konohagakure را نامگذاری کرد و آن را از طریق برگها دید. [13] اما ایده مادارا از صلح با هاشیراما متفاوت بود: جایی که هاشراما همکاری با سایر روستاهای تازه تشکیل شده را پیش بینی می کرد ، مادارا کنترل را می خواست ، بنابراین صلح هرگز نمی تواند از بین برود ، با توجه به حمله اوواگاکور او و اونوکی ، به طوری که آنها تسلیم Konoha می شوند قدرت. . [15]

لوح سنگی Zetsu تغییر یافته [16] برای نسل های اوچیا بوده است و وقتی در کونوها مستقر شدند ، با آنها آورده شد. . . او سعی کرد قبیله خود و حتی هاشراما را از همان نتیجه گیری متقاعد کند ، اما هیچ کس او را نمی شنود. . [20] آنها برای فرسودگی جنگیدند ، و از قتل های نبرد خود دره پایان شکل گرفت. [21] در پایان ، مادارا توسط هاشیراما کشته شد. [22]

اخبار مربوط به مرگ مادارا به سرعت پخش شد و جسد وی مخفیانه مخفی شد تا هر کسی را از یافتن آن و سودآوری از آن دور کند. اما مادارا از قبل برنامه ریزی کرده بود: او یک ایزاناگی را برای فعال کردن مدتی پس از مرگ خود برنامه ریزی کرده بود ، و واقعیت را تغییر می داد تا در ازای دید چشم راست خود را به زندگی بازگرداند. با انتظار این ، بلک Zetsu جسد مادارا را واقع کرد و خود را درون بدن مادارا پنهان کرد و به آن اجازه داد تا بعداً مادارا را فریب دهد تا فکر کند که آن را ایجاد کرده است. پس از احیا ، وی یک نسخه را به جای بدن واقعی خود ترک کرد و با یک جایزه ویژه از نبرد خود با هاشیراما مخفی شد: یک لقمه گوشت هاشراما که او به زخمهای خود پیوند زد. . با رینگان ، او توانست مجسمه شیطانی مسیر بیرونی را احضار کند ، که او برای پرورش یک کلون زنده بی ذهن از هاشراما که از آن معتقد بود که یک ارتش سفید Zetsu تولید کرده است ، احضار کرده است. [23]
با گذشت سالها ، مادارا برنامه های خود را برای صلح در آنچه که او از برنامه ماه ماه نامیده بود ، کامل کرده بود. . . اگر ناگاتو این کار را می کرد ، با این حال ، مادارا به یک عامل نیاز دارد تا از طرف خود عمل کند و ناگاتو را به سمت این هدف نهایی راهنمایی کند. مادارا منتظر ماند و خود را به مجسمه شیطانی متصل کرد تا او را زنده نگه دارد تا اینکه کسی پیدا شود. .

در طی سومین جنگ جهانی شینوبی ، مادارا یک اوبیتو به شدت مجروح پیدا کرد. مادارا از سلولهای Hashirama برای جایگزینی اندام های آسیب دیده اوبیتو استفاده کرد و یک برچسب نفرین ممنوعه را در قلب اوبیتو قرار داد به عنوان یک امنیت ناکامی در صورتی که اوبیتو علیه او روی آورد. . او Kirigakure را که دختر اوبیتو دوست داشت ، رین نوهارا را ربوده و سه دم را درون او قرار داد. . [25] به ناامیدی رانده شد ، اوبیتو خدمات خود را به مادارا ارائه داد. مادارا به اوبیتو تاریخ مریم گلی شش مسیر و ده دم ، جزئیات چشم او از برنامه ماه و تکنیک های مختلفی که اوبیتو نیاز به پیشروی دارد ، تقسیم کرد. به عنوان یک عمل نهایی ، او سیاه زتسو را پشت سر گذاشت – آنچه که او به نظر وی جلوه ای از اراده خود است – برای ارائه راهنمایی های اضافی برای اوبیتو در دستیابی به این هدف. با این کار ، مادارا از مجسمه شیطانی جدا شد و با نفس در حال مرگ خود ، اوبیتو را با نام خود واگذار کرد: مادارا اوچیا. [26]

کودکی مادارا محصولی از زمانهایی بود که در آن زندگی می کرد: مبارزه مداوم او را به یک کمال گرا تبدیل کرد که تا زمانی که او به آن تسلط داشته باشد ، چیزی را حفظ می کند ، و پیروزی های او در میدان نبرد باعث شد تا او در توانایی ها و استعداد خود بسیار مطمئن باشد. . مادارا از این نظر به تأثیر هاشیراما توجه نکرد. او معتقد بود که تنها راه زنده ماندن در دنیای شینوبی ، ایجاد متحدین با دشمنان است. [28] قرار گرفتن در معرض او با هاشراما به دلیل عدم تجربه “نفرین نفرت” اوچیا یا حداقل ، قربانی آن به اندازه ایزونا قربانی نشده است و حتی اگر او ادعا کرده بود که دوستی خود را با هاشیاراما ، مادارا رها کرده است. هنوز هم به طور ناخودآگاه روی دوستی آنها نگه داشته شده است. [29] اقدامات و اعتقادات مادارا به طور جداگانه بر محافظت از ایزونا ، تنها برادر زنده مانده او متمرکز شده بود. [30] تا زمانی که او ایزونا داشت ، مادارا معقول و مهربان بود و مایل به کسب امتیاز برای یک کالای بیشتر درک شده بود.

مادارا پس از مرگ ایزونا تغییر کرد و نسبت به سنجو ، به ویژه هاشیراما تلخ شد زیرا او هنوز یک برادر داشت. . [32] اگرچه او به طور خلاصه متقاعد شده بود که غم و اندوه خود را کنار بگذارد و سعی کند ایزونا را با خانواده جمعی کونوها جایگزین کند ، اما هرگز نتوانست این احساس را که به خاطره ایزونا خیانت می کند ، تکان دهد. .
. برخلاف روشهای دلسوزانه هاشراما ، مادارا یک رویکرد بی رحمانه انجام داد: شینوبی ایواگاکور فقط هدف داشت تا زمانی که آنها بیعت بی بدیل با کونوها قسم خوردند. [33] از آنجا که روش های آنها بسیار متفاوت بود ، مادارا از شنیدن نام هاشیراما در بحث های دیپلماتیک متنفر بود. [33] [34] . پس از نقص وی از کونوها ، اولویت های مادارا در اطراف چشم برنامه ماه متمرکز شد و افراد بی شماری را برای برآورده کردن اهداف خود و ایجاد چندین لایه از شرایط احتمالی دستکاری کرد تا هیچ کس نتواند از اهداف خودش فاصله بگیرد. .
از آنجا که او فقط قدرت و قدرت زیادی را در اختیار داشت ، بنابراین مادارا از اینكه آن را به دلایل بی ارزش یا مخالفان غیرقابل چالش هدر دهد ، از اینكه ادعا می كرد ، وقتی مجبور شد ، از اینكه انزجار شد. [35]
مادارا بیش از هر چیز جنگ را دوست داشت: مناظر ، صداها ، حتی طعم خون خودش ، گاهی اوقات نبردهای خود را “رقص” توصیف می کرد. [36] او احساس کرد که مجدداً او را از تجربه کامل محروم می کند. با این حال او در یک دعوا بسیار منضبط بود ، هرگز اجازه نمی داد برنامه ها یا حملات ناکام خود را برای ناراحت کردن او ، هرگز اجازه ندهد که شماره های برتر یا قدرت او را ارعاب کند ، و همیشه مایل به انجام هر کاری که باید انجام شود برای به دست آوردن پیروزی. اگرچه او گاهی اوقات محدودیت هایی را به خود تحمیل می کرد ، مانند عدم استفاده از تکنیک های خاص بیش از یک بار ، اما او مایل بود خود را با تاکتیک های غیرقابل توصیف یا نمایشگرهای بیش از حد “پایین” پایین بیاورد تا بتواند تاکتیک ها را تغییر دهد و از مزایای آن بهره برداری کند. . برعکس ، اگر او اشتباه ثابت شد یا کسی برای او یک چالش مشروع ایجاد کرد ، او آن را پذیرفت و در صورت لزوم از اظهارات قبلی عذرخواهی کرد. علاوه بر این ، اگر چنین حریف در حال مرگ باشد ، با گرفتن وقت و تلاش برای به پایان رساندن خود ، احترام نهایی را به آنها نشان می داد ، حتی اگر گفته شود که شخص به تنهایی می میرد. [37] ناشی از این امر ، او احساس توهین می کند اگر بداند که حریف از قدرت کامل خود در برابر او استفاده نمی کند ، حتی اگر بداند که این منجر به مرگ آنها خواهد شد. [38] او همچنین Senju را از نظر قدرت از نظر قدرت به دلیل برخوردهای خود با Hashirama نگه داشت و با بیان اینكه Senju ضعیف او را بیش از هر نوع Shinobi ضعیف انزجار می كند.

یکی از استثنائاتی که مادارا می کند هاشراما بود. سالهای رقابت آنها مادارا را با احساس رقیب احترام و نارضایتی به هاشراما ترک کرد. مادارا هاشیراما را تنها حریف شایسته وقت خود می دانست و اگر این به معنای طولانی شدن وقت خود برای جنگ با هاشراما بدون مسئله باشد ، برنامه های خود را به تعویق می اندازد. [39] با وجود این ، مادارا نسبت به شناخت سایر افراد قدرتمند علاوه بر هاشیراما کاملاً آزاد است ، زیرا وقتی او ممکن است به عنوان قوی ترین کاربر تایجووتسو که تاکنون با آن روبرو شده است ، مرد را اعلام کند. [40]
علی رغم دلاوری و عقل او ، مادارا بدون لحظه ای از بی پروایی نیست. هنگامی که او به زندگی بازگردانده شد ، وی در جذب چاکرای Senjutsu Hashirama در حالی که اعتراف کرد انتظار داشت در کنترل آن به دلیل عدم آموزش قبلی مشکل داشته باشد ، هیچ تردیدی نشان نداد.
در سالهای بعد از توسعه چشم خود در برنامه ماه ، مادارا نسبت به طبیعت انسان بدبین شد و اعتقاد داشت که چرخه نبرد غیرقابل اجتناب است. [41] او همچنین به این باور رسید که بشریت و جهان قادر به تغییر از آنچه در گذشته بودند تغییر نمی کنند. . . با وجود این ، مادارا به سادگی بر آنچه که او معتقد بود به نفع بشریت است ، عمل می کرد ، نشان می داد که زمان خود در کونوها واقعاً بر اقدامات وی تأثیر می گذارد و او پس از مرگ ایزونا به سادگی از خونریزی عمل نمی کرد. . او و هاشیراما به این ترتیب توانستند دوستی خود را در لحظاتی درست قبل از مرگش آشتی دهند.
ویکی شرور
سلام. . من مدیر این سایت هستم. به همان اندازه که می خواهید ویرایش کنید ، اما یک چیز کوچک. . غیر از این ، از ویکی شرور لذت ببرید.
حساب ندارید?

مادارا اوچیا
نام و نام خانوادگی
نام مستعار
ناجی این جهان
اصل و نسب
اشتغال
رهبر قبیله اوچیا
بنیانگذار Konohagakure
قدرت / مهارت
هوش بالا
Eternal Mangekyo Sharingan
Rinne Sharingan
کلروکینز
پیروکینزسرعت supernhuman
دوام فوق العاده انسانی
شمشیرگوشت Hashirama را بهانه بخواهید که بخواهید او را بکشید و کونوها را نابود کنید تا او بتواند رینگان را بیدار کند.
اوبیتو را در پیوستن به برنامه خود دستکاری کنید (هر دو موفق شدند).
(ناموفق).
از اوبیتو برای احیای زندگی در طول جنگ 4 شینوبی استفاده کنید (موفق شد).
(به طور موقت موفق شد ، تا زمانی که او یاد گرفت که این همه نقشه توسط سیاه Zetsu است).
.
ناروتو و ساسوکه را بکشید (هر دو شکست خوردند).جراح
بردگی جهانی
ترورخیانت
سوء استفاده روانیتحقیر
شستشوی مغزی
کشتار جمعیگرسنه قدرت خدا wannabe
“ . انرژی که زمانی یک شکل واحد و نهایی بود! یک نیروی ناپایدار ، فاقد هوش یا دلهره ، شما به یک راهنما نیاز دارید تا هدف خود را نشان دهید. آن راهنما اوچیا است! . اطاعت کردن! “ ~ مادارا اوچیا به کوراما. “ جهان نیازی به تحول بیشتر ندارد. این می تواند زیر جنسیتسو بی نهایت tsukuyomi قرار بگیرد. “ . “ ! هیچ چیز طبق برنامه ریزی در این دنیای ملعون پیش نمی رود. هرچه بیشتر زندگی کنید ، بیشتر متوجه می شوید که تنها چیزهایی که واقعاً در این واقعیت وجود دارد صرفاً درد است. رنج و بیهودگی. گوش دهید ، هرجایی که در این دنیا نگاه می کنید ، هر کجا که نور وجود داشته باشد ، همیشه سایه هایی وجود خواهد داشت که باید پیدا شود. تا زمانی که مفهومی از پیروزها وجود داشته باشد ، Vanyqued نیز وجود خواهد داشت. هدف خودخواهانه از مایل به حفظ صلح ، جنگ را آغاز می کند. و نفرت به منظور محافظت از عشق متولد می شود. روابط علّی وجود دارد که نمی توانند از هم جدا شوند. من می خواهم سرنوشت این جهان را قطع کنم. دنیای فقط پیروزها. دنیای تنها صلح. دنیای تنها عشق. من چنین دنیایی ایجاد خواهم کرد. من هستم. شبح اوچیا. برای واقعاً این واقعیت. . ~ سخنرانی مادارا اوچیا در مورد ظلم به وجود. مادارا اوچیا یکی از اصلی ترین آنتاگونیست های ناروتو . او بنیانگذار روستای Konohagakure (دهکده ای که در برگها پنهان شده است) و اولین نینجا سرکش آن است. اگرچه تصور می شد که درگذشت ، مادارا زنده ماند و قصد داشت بر جهان نینجا به عنوان یک خدا حاکم شود و اوبیتو اوچیا را به شاگرد خود تبدیل کند. .
وی سرانجام به عنوان نینجا ارواح غیرقانونی قیام می شود و در چهارمین جنگ بزرگ نینجا شرکت می کند ، که در طی آن او در برنامه خود موفق می شود. تصور می شد که وی به دلیل دستکاری اوبیتو به عنوان پیاده و باعث جنگ چهارم نینجا ، آنتاگونیست اصلی این سریال است ، اما بعداً وقتی کاگویا ōtsutsuki آشکار شد ، فقط یک پیاده دیگر بود. او همچنین مسئول اصلی مرد ممکن بود که روی صندلی چرخ خود محصور شود و به دلیل استفاده از دروازه مرگ علیه او ، به عنوان شینوبی به کار خود پایان دهد.
به زبان ژاپنی ، او توسط Naoya Uchida ابراز شد (که او همچنین Askeladd را در آن ابراز کرد Castlevania Netflix) به عنوان یک بزرگسال ، و به عنوان یک کودک. ولترون: مدافع افسانه ای, AURELION SOL در , گابلین سبز در , و گوریل گروود در قهرمانان لیگ عدالت) به عنوان یک بزرگسالان و Xander Mobus به عنوان یک کودک.
- 1 شخصیت
- 2 قدرت و توانایی
- .1 مبارزه با قدرت
- .
- 2.
- 2.4 رینگان
- 2.5 موکوتون
- .6 رستاخیز
- 2.
شخصیت []
. نفرت است. “ . تعیین کننده ترین ویژگی مادارا اوچیا نفس یادبود او است. او مردی بسیار زیبا ، دستکاری کننده و مبهم است که فقط به قدرت و مهارت ها اهمیت می دهد ، که نشان می دهد هر کس را که می داند ضعیف تر است. از جمله Kage فوق العاده قدرتمند و Kurama فوق العاده. . .
مادارا یک عاشق نبرد و قابل اعتماد است که زندگی می کند و نفس می کشد ، که او آن را “رقص” می نامد. با این حال ، او فقط خود را درگیر نبردهایی می کند که به نظر می رسد چالش برانگیز است ، تا آنجا که دشمنان خود را زنده نگه دارد تا زمانی که سرگرم کننده باشد. از طرف دیگر ، او بی رحمانه کسانی را که به او علاقه ندارند یا بدتر می کند ، ذبح خواهد کرد. .
. . با این حال ، بسیاری از ستایش های وی با بیانیه ای در مورد اینکه او و هاشیراما چقدر برتر هستند دنبال می شوند.
. او نمی تواند از این امر پیشی بگیرد و وسواس را در حل و فصل امتیاز خود با هاشراما نشان می دهد. . او چنان علاقه مند به نبرد است ، که بوی ، بینایی و طعم خون خودش برای برانگیختن او کافی است. او آنقدر از سنجو متنفر بود که نتوانست احتمال بروز آتش بس را تصور کند. . .
مادارا به دلیل از دست دادن ایده های قبلی خود ، کاملاً غیرقابل تحمل است. تنها زمانهایی که او هرگونه نشانه ای از احساسات واقعی را نشان می دهد ، هنگام مواجهه با هاشیراما یا یک چالش واقعی است ، در این مرحله او نشاط می یابد. او همچنین ثابت می کند که یک استراتژیست بسیار باهوش و دستکاری کننده و یک دستکاری کننده متخصص است ، که بسیاری از حراست ها را ابداع می کند تا اطمینان حاصل کند که اوضاع در مسیری که می خواهد پیش می رود ، حتی اگر به نظر می رسد ممکن است از دست بدهد. با این حال ، ناتوانی او در درک اینکه می تواند از او خارج شود ، ثابت کرد.
. او چشم اندازهای جهان را غیر از خود مورد تحسین قرار می دهد و معتقد است که او تنها کسی است که قادر به رفع شکست های پیش سازها است. او همچنین تمایل بسیار شدیدی به سلطه را نشان می دهد ، که ابتدا او را به کونوهاگاکور می خواهد که بر هر ملت دیگری مسلط شود و به تمایل خود برای حاکم کردن واقعیت به اوج خود رسید. .
. او قادر به پذیرش زیر هاشراما یا کمتر شایسته عنوان هوکاژ نیست ، و نمی تواند فکر کند که در هر موضوع بزرگترین نیست. . او هر کسی ، از جمله قبیله های خود را فدا می کند تا برنامه خود را بدون پشیمانی ادامه دهد.
با این حال ، در هر انصاف ، مادارا کاملاً عاری از خصوصیات نیست ، زیرا او عزیز برادر کوچکش ایزونا اوچیا را دوست داشت ، حتی بیشتر از ایتاچی اوچیا برادرش ساسوکه اوچیا را انجام داد. . حتی در این زمان ، او قبلاً بسیار مبهم ، سلطه گر و غرورآمیز بود. .
.
قدرت و توانایی ها []
مادارا اوچیها قبلاً زنده باورنکردنی قدرتمند بود ، اما به عنوان یک ارواح در حالی که قدرتهای ویژه ای را که پس از شکست به دست آورد ، به نخست وزیر خود بازگردانده شد و قدرت خود را به سطوح کاملاً مضحک تبدیل کرد. .
Tsunade در مورد اینکه چگونه پدربزرگش می تواند او را شکست دهد ، وقتی که خود پنج کیج نتوانستند او را شکست دهند. . از زمان دستیابی به قدرت به عنوان ده دم Jinchūriki ، فقط هشت دروازه ممکن است و شش مسیر داشته باشد: ناروتو و ساسوکه می توانند او را حتی در زمین بجنگند ، حتی اگر ناروتو و ساسوکه قبل از دستیابی به دومین رینگان دوم خود ، مادارا را تحت الشعاع خود قرار دادند.
مادارا با مهارت های جنگی عظیم ، قدرت ، سرعت و رفلکس تیزهوش است. . . FAN جنگ او به زنجیره ای متصل شده است که می تواند از آن استفاده کند تا آن را مانند یک فلیل چرخانده ، و یک قطعه به انتهای دیگر آن وصل شده است. همچنین ، او می تواند چاکرای خود را از طریق آن هدایت کند تا وضوح آن را افزایش دهد ، موانع چاکرا را از آن بالا ببرد ، باد های قدرتمندی از باد ایجاد کند و حملات را جذب کند تا تأثیر آن را منعکس کند.
مادارا مقادیر عظیمی از چاکرای بسیار قدرتمند دارد. او قادر است با سنجش چاکرای و استادان خود ، قدرتمندترین حملات مبتنی بر آتش در وجود مردم و قدرت های آنها را شناسایی کند: جریان های زیادی از آتش ، ابرهای غول پیکر خاکستر خنجر و آتشین های قدرتمند شکل مانند سرهای اژدها ، فقط برای ذکر چند مورد در او دسترس. ذخایر او نیز به اندازه کافی قوی است که بتواند چاکرای Senjutsu را مهار کند.
Sharingan []
. Sharingan توانایی های مختلفی را به خود می دهد:
- برای دیدن جسمی جریان چاکرا و درک تله ها ، توهمات یا هیپنوتیزم.
- برای خواندن حرکات ، آنها را تقلید کنید و نتیجه آنها را برای جلوگیری از حملات پیش بینی کنید. .)
- . .)
- برای هیپنوتیزم کردن دشمنان برای کنترل اقدامات خود. .
- .
DNA Hashirama به مادارا این امکان را داد تا از قدرتمندترین طلسم های Sharingan استفاده کند ، که فقط می تواند توسط سازندگان هر دو Sharingan و Mokuton به دست آورد و چشمانی را که آنها را کور کرده است ، نشان می دهد: Izanagi (نامگذاری شده توسط پدر همه چیز در شینتو دین) Wielder به توهم برای جلوگیری از مرگ ، و ایزانامی (به نام مادر همه چیزهایی که به الهه عالم اموات تبدیل شده اند) که حریف را به یک حلقه زمانی تبدیل می کند تا اینکه سرنوشت خود را بپذیرند. (لازم به ذکر است که مادارا هرگز از ایزانامی استفاده نکرد.)
- 4.1 چاکرا و قدرت جسمی

